شجاع
234
أنيس الناس ( فارسى )
به تعليم خطّ داده بودند و ياقوت را به آموختن موسيقى ، و مدّتى مديد هريك به تعليم صنعت مذكور مشغول بودند و هيچكدام را در اين آموزش هيچ ترقّى نمىشد . بعد از وقوع اين معنى مستعصم به عكس صورت واقع ارتكاب نموده حكم فرمود تا صفى الدّين را به تعليم علم موسيقى دادند و ياقوت را به آموختن خطّ و نتيجهء اين رعايت آنكه هريك سرامد عالم شدند . ليكن باوجود اشتغال بر صنعت موافق طبيعت طفل را از صنايع ديگر معرض نگردانند . چه قصور همّت در اكتساب فضايل و بر اشتغال صنايع اقبح قبايح بود . و بايد كه امرى كه متعلّق به حفظ صحّت و دفع كسل و بلادت و حصول حدّت و ذكا و نشاط بود ، لازم او گردانند . ادب ديگر آنكه چون صنعتى از صنايع كه متعلّق به كسب معاش باشد بياموزد آنچه از اجرت آن صنعت حاصل شود به معاش او صرف گردانند و آن دخل به خرج او كنند . تا چون حلاوت اكتساب و لذّت آن بيابد در آن كار ماهر گردد و در طلب معيشت و تكفّل امور آن قادر باشد . چه اكثر اولاد اغنيا چون به ثروت و غنا مغرور باشند از صناعات و آداب آن محروم مانند و بعد از انقلاب روزگار و حوادث ايّام به درويشى و مذلّت افتند و محلّ ترحّم دوستان و شماتت دشمنان گردند ، « حرفة المرء كنزه » ، و اولاد جماعتى كه مدار معاش ايشان بر كسب باشد اولى آنكه عند حصول الضيّعه متأهّل شوند .